سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و از سخنان آن حضرت است ، چون کسى از او پرسید : « رفتن ما به شام به قضا و قدر خدا بود ؟ » پس از گفتار دراز ، و این گزیده آن است : ] واى بر تو شاید قضاء لازم و قدر حتم را گمان کرده‏اى ، اگر چنین باشد پاداش و کیفر باطل بود ، و نوید و تهدید عاطل . خداى سبحان بندگان خود را امر فرمود و در آنچه بدان مأمورند داراى اختیارند ، و نهى نمود تا بترسند و دست باز دارند . آنچه تکلیف کرد آسان است نه دشوار و پاداش او بر کردار اندک ، بسیار . نافرمانیش نکنند از آنکه بر او چیرند ، و فرمانش نبرند از آن رو که ناگزیرند . پیامبران را به بازیچه نفرستاد ، و کتاب را براى بندگان بیهوده نازل نفرمود و آسمان‏ها و زمین و آنچه میان این دو است به باطل خلق ننمود . « این گمان کسانى است که کافر شدند . واى بر آنان که کافر شدند از آتش . » [نهج البلاغه]
به دیدارم بیا

*** دشمنی موبدزادگان ساسانی با فرهنگ و تمدن اشکانی

دشمنی موبدزادگان ساسانی با فرهنگ و تمدن اشکانی و نابود ساختن آن، در این بهره از شاهنامه، و خواستاری وی دختر از اردوان به نام ((ماندان)) (1) و نامه ای که برادر دختر به وی می نویسد، حکایت از بیدادی می کند که با دودمان اشکانی می رود. (2)

 

برادر دو داری به هندوستان

به رنج و بلا گشته همداستان

دو دربند زندان شاه اردشیر

پدر کشته و پور خسته به تیر

چو خواهی که بانوی ایران شوی

به گیتی پسند دلیران شوی

هلاهل یکی زهر هندی بگیر

به کار آر یک پاره با اردشیر

 

و جالب است در خداینامه، یا نامه خسروان، شگفتی فردوسی از این معنی که :

پس از روزگار سکندر، جهان

چه گوید؟ کرا بود تخت مهان

 

چرا که آنان بزرگانی از تخمه آرش بودند :

نخست اشک بود از نژاد قباد

دگر گرد شاپور فرخ نژاد

دگر بود گودرز ز اشکانیان

چو بیژن که بد از نژاد کیان

چو زو بگذری، نامدار اردوان

خردمند و با رأی و روشن روان

ورا خواندند اردوان بزرگ

که از میش بگسست چنگال گرگ

از ایشان به جز نام نشنیده ام

نه در نامه خسروان دیده ام

 

1- Mandan

2- رک: کارنامه اردشیر بابکان، به کوشش صادق هدایت، تهران، امیرکبیر، چاپ سوم، 1342، ص 195

 

منبع : مهر و آتش

انتشارات سوره مهر چاپ سال 81

تألیف : مهرداد اوستا

به کوشش : بهروز ایمانی

تایپ : سایه

 



نوشته شده توسط sayeh rahgozar 89/3/6:: 8:6 عصر     |     () نظر